از استقبال منتقدان روحانی نسبت به تایید نقض برجام تا توصیه به ترامپ

[ad_1]

گزیده سرمقاله روزنامه های شنبه 31 تیر


سرویس سیاسی – سرمقاله روزنامه های کشور به مهمترین مسائل داخلی و خارجی اختصاص داشت.

به گزارش گروه سیاسی فانوس، مهمترین دیدگاه های اصحاب رسانه و فعالان سیاسی در سرمقالات روزنامه های کثیرالانتشار صبح امروز تهران بازتاب داشت.

وطن امروز

آوار بر سر اجاره‌نشین‏ها –  مسعود فروغی


املاک و مستغلات یکی از بخش‌های مهم هر اقتصادی است. در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر، بخش املاک و مستغلات از وزن و اهمیت بالاتری برای اقتصاد کشور، مردم و دولت برخوردار است؛ به همین خاطر، 2 بخش مسکن و خوراک، با سهم 28 درصدی در محاسبه تورم، بیشترین ضریب اهمیت را در محاسبه تورم دارند. علاوه بر آن بازار مسکن جزو صنایعی است که بیش از 100 صنعت دیگر را مستقیم و غیرمستقیم فعال می‌کند و تحرک آن به تحرک صنعت کشور بسیار کمک می‌کند لذا جذابیت خبری املاک و مستغلات چه در سطح سیاست‌گذاری و چه در سطح مردم بسیار بالاست و تحولات آن توسط تمام مردم و فعالان اقتصادی به صورت پیوسته رصد می‌شود. در این بین یکی از محرک‌های اصلی بخش املاک و مستغلات، بخش مسکن است. وضعیت اجاره‌بها و تحولات آن، برای کسانی که سرمایه لازم برای حضور در بخش خرید و ساخت املاک و مستغلات را ندارند، اهمیت دارد. تابستان به دلیل تعطیلی مدارس و مسائل مشابه به‌عنوان فصل نقل‌وانتقالات اجاره‌نشین‌ها به حساب می‌آید و مساله‌ای که هر سال در فصل تابستان دغدغه ذهنی بخش بزرگی از جامعه ایرانی می‌شود پیدا کردن مسکنی با اجاره‌بهای کمتر است.

یکی از مهم‌ترین روندهایی که در بازار مسکن ایران قابل مشاهده است، افزایش سهم مسکن استیجاری است. در حالی که بنا بر داده‌های رسمی منتشر شده توسط مرکز آمار ایران در سال 65 تنها 12 درصد مردم در مسکن‌های استیجاری زندگی می‌کردند، سال 90 این میزان به 27 درصد رسیده است و البته تازه‌ترین نتایج سرشماری در سال 95 نشان می‌دهد 8/30 درصد از مسکن مورد استفاده در کشور، استیجاری است؛ یعنی تقریبا از میان هر 3 خانواده ایرانی، یک خانواده در مسکن استیجاری زندگی می‌کند. شاید اصلی‌ترین جنبه برای آنکه این یک خانواده، مسکن را نه به عنوان یک بار روانی منفی بلکه به عنوان محلی برای آرامش به شمار آورند نرخ اجاره‌بها باشد.

در بررسی بار روانی اجاره‌بها برای مستأجران، می‌توان 2 موضوع اصلی را در نظر گرفت؛ نخست نرخ اجاره‌بهاست که طبق قراردادی معمولا یک‌‌ساله به مالک پرداخته می‌شود و دوم، سهم رهن از میزان اجاره‌بها. در بیشتر موارد ترجیح مستأجران بر آن است که رهن بالاتری پرداخت کنند تا حداقل در فواصل یک‌‌ماهه، مجبور به تحمل فشار مالی اجاره‌بها نباشند. از سوی دیگر، عموما مالکان ترجیح می‌دهند نرخ اجاره‌بهای بالاتری دریافت کنند البته تمایل مالکان به اجاره یا رهن، در شرایط اقتصادی مختلف، متفاوت است.

در سال‌های اخیر که سایه رکود بر اقتصاد کشور سنگینی می‌کند، اصولا افراد راهکارهای ویژه‌ای برای کسب‌وکار نمی‌شناسند و از این نظر ترجیح می‌دهند به جای آنکه وارد کسب‌وکار خاصی شوند یا در کسب‌وکار فعلی خود بیشتر سرمایه‌گذاری کنند، به سرمایه‌گذاری‌ در کسب‌وکار دیگران بیندیشند. طبعا هنگام انتخاب محلی برای سرمایه‌گذاری، 2 معیار «پاداش سرمایه‌گذاری یا همان سود» و «خطر سرمایه‌گذاری یا همان ریسک» در نظر گرفته می‌شود.

مردم سالاری

مخالفت با دولت یا منافع ملی؟ – همایون طیاری آشتیانی


 رها کردن نقد سازنده که می‌بایستی در جهت تقویت دولت و در راستای خدمت بیشتر به مردم صورت می‌گرفت و روی آوردن به بداخلاقی‌های سیاسی و سیاه نمایی و تخریب توسط مخالفان روحانی و ضعف تیم رسانه‌ای دولت در این زمینه سبب شد تا در فضای سیاسی کشور شاهد تقابلی باشیم که تسری آن در بین مردم به خصوص در ایام انتخابات زمینه‌های یک دوقطبی مخرب را فراهم ساخت که تبعات آن تاکنون نیز ادامه دارد.

سوء استفاده برخی جریان‌ها و افراطیون از این فضای انتخاباتی در راستای القای تقابل دولت با برخی نهادهای نظام و تعریف و ترسیم هر اقدام و اتفاق و سخنی در این چارچوبِ تقابلی، چالش خطرناکی است که می‌بایستی همه مسئولان و به خصوص رئیس جمهور با هوشیاری کامل نسبت به خنثی کردن این طراحی خطرناک که مسببان آن بازی در زمین دشمن را با بی توجهی به وحدت و انسجام ملی برگزیده اند، اقدام کنند.

متاسفانه علی‌رغم گذشت 2 ماه از انتخابات که با پیروزی قاطع دکتر روحانی همراه بود برخی حاضر نیستند به رای و خواست مردم تمکین کنند و از فضای احساسی و ملتهب ایام انتخابات خارج شوند و هر اقدام دولت و قوای دیگر و هر اظهار نظری از سوی مسئولان سه قوه و نهادهای انقلابی را نوعی تقابل و نفی دیگری دانسته و آن را مستمسکی برای هجمه رسانه ای به دولت و شخص رئیس جمهور قلمداد می‌کنند که قطعا این رویکرد در تضاد با منافع و امنیت ملی و آرامش جامعه است.

بی‌تردید در آستانه شروع به کار دولت دوازدهم و با توجه به شرایط منطقه ، حفظ وحدت بین مسئولان و تسری آن در جامعه از نکات حائز اهمیتی است که می‌بایستی مورد عنایت همه دوستداران نظام قرار گیرد و مخالفان دولت نیز با درک شرایط کشور و با پذیرش نتیجه انتخابات که خواست اکثریت مردم است خود را ملزم به تغییر رویه چهار سال گذشته بدانند و مخالفت با دولت را در مسیری غیرسازنده که در تقابل با منافع ملی است پیگیری نکنند و همه مسئولان موفقیت رئیس جمهور و کابینه جدید را در راستای تحقق وعده‌ها و حل مشکلات موجود در مسیر پیشرفت و توسعه پایدار، پیروزی و موفقیت خود دانسته و نسبت به افراطیونی که منافع حزبی و جناحی را بر امنیت و منافع ملی ترجیح می‌دهند قاطعانه برخورد کرده و تسری وحدت و آرامش به جامعه را وظیفه خود بدانند.

کیهان

فرجام بی‌حاصل برجام! – جعفر بلوری


عصر روز سه‌شنبه گذشته یعنی 28 تیرماه سال 96 خبر رسمی دور تازه‌ای از تحریم‌های آمریکا، این بار علیه 18 شرکت و فرد ایرانی مرتبط با توانمندی‌های موشکی کشورمان با عنوان «مقابله با تروریسم»! منتشر شد. قبل از اعلام رسمی این خبر، پایگاه «واشنگتن فری بیکن» به نحوی، از جزئیات این تحریم‌ها خبر‌دار شده و آن را رسانه‌ای کرده بود، لذا اعمال تحریم‌های تازه پسابرجامی علیه کشورمان برای همه تقریبا مسجل شده و فقط منتظر اعلام «رسمی» این خبر بودند. این تحریم‌ها در سنای آمریکا تصویب شده اما برای اجرایی شدن به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا نیز نیاز دارد که با توجه به ترکیب مجلس نمایندگان آمریکا، احتمال تصویب آن بسیار بالاست.

آقای ظریف، وزیر خارجه محترم کشورمان نیز احتمالا با شنیدن همین خبر غیر رسمی، طی گفت‌و‌گویی که با «نشنال اینترست» داشت، ساعاتی قبل از اعلام رسمی خبر، آمریکایی‌ها را به خروج از برجام در صورت اعمال تحریم‌های تازه تهدید کرده بود. ظریف گفته بود: «اگر نقض عمده‌ای حادث شود که در برجام به آن ناکارایی قابل‌توجه اطلاق می‌شود، آنگاه ایران گزینه‌های دیگر در دسترس دارد از جمله بیرون آمدن از توافق (هسته‌ای).» ماجرا از این قرار بود که دولت ترامپ، «همزمان» با اعلام دور تازه تحریم‌ها، برای دومین بار پایبندی ایران به برجام را تایید کرد! به عبارت دیگر، همزمان با تایید پایبندی ایران به برجام، تحریم‌های تازه‌ای علیه کشورمان در حوزه موشکی و تروریسم اعمال کردند! این پایان ماجرا نبود. چند ساعت بعد، خبر معنی‌دار دیگری از راه رسید؛ آمریکا در گزارش سالانه وضعیت تروریسم در جهان، بار دیگر ایران را اصلی‌ترین دولت حامی تروریسم در جهان معرفی کرد! در این باره اما گفتنی‌هایی هست:

همانطور که کیهان پیش‌بینی کرده و بارها اعلام کرده بود، ترامپ برجام را پاره نکرد. ترامپ اگر‌چه «دیوانه» است اما، آنقدر هم دیوانه نیست که چنین توافقی را یک‌طرفه لغو و خود را از مزایای بی‌شمار آن محروم کند. ترامپ «شاید» به قول نشریه «بلومبرگ»، برجام را «زجر کش کند تا ایران را به خروج یک‌طرفه از آن وادار نماید» اما هرگز آن را پاره نخواهد کرد. اصولا باید پرسید، وقتی کشوری همواره شاهد انفعالِ (‌شاید از روی ناچاری!) طرف مقابلش در برابر نقض پی در پی برجام بوده و مشاهده کرده که هم می‌توان تحریم کرد و هم، حریف را با جمله«هنوز به برجام پایبند بوده» راضی نگه داشت! چرا باید چنین توافقی را پاره کند!؟ در این بین روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های حامی دولت، طوری «تایید پایبندی ایران به برجام از سوی ترامپ را پوشش دادند» که گویا این تایید، امتیازی از سوی واشنگتن به تهران است. آمریکایی‌ها پایبندی ما به برجام را تایید و تحریم‌های تازه‌ای را هم اعمال کردند، اما سؤال مهم اینجاست که، این تایید چه فایده‌ای دارد وقتی پشت آن تحریم‌های تازه‌ای هست؟! و اینکه در این بین، چه کسی مسئول رسیدگی به تعهدات آمریکاست؟ واقعا عدم پایبندی این کشور به برجام را چه کسی باید پیگیری کند؟!

قانون

پزشکان مستقل‌تر از وکلا – بهمن کریمی


نعمت امنیت از نظر قضایی به‌عنوان یک نیاز ملی، بسان تامین سلامتی از نظر پزشکی برای مردم است. وظیفه تامین این دو ،یکی بر عهده وکلای دادگستری و دیگری بر عهده پزشکان است. بنابراین، این دو قشر جزو رکن‌های اساسی و لازم تامین امنیت اجتماعی و سلامت برای هر جامعه‌ای می‌باشند. جزاینکه متولی هر نوع امنیتی الزامی است طبق قانون مصون از هرگونه هجمه ناروا و مستقل از هر دست‌درازی ناعادلانه باشد تا بتواند با نظارت قانون در اعتلای تامین امنیت فردی و اجتماعی ایفای نقش کند.

پزشکان به‌موجب قانونی مترقی تحت عنوان قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1383 در حفظ استقلال و صیانت از نقش و شأن خود در مواردی از وکلا بهتر عمل کرده‌اند، که البته همطراز با آن هم‌اکنون کمتر از وکلا دور از شایعه و شایبه هستند. هرچند در عمل، وکلا بیشتر در تیررس حمله می‌باشند. قانون سازمان نظام پزشکی کشور به‌صراحت در ماده یک آن اشعار می‌دارد که سازمانی است مستقل که از اهداف برجسته آن، حفظ حقوق صنفی شاغلان گروه‌های مختلف پزشکی در کنار حمایت از حقوق بیماران است. در این قانون، سازمان نظام پزشکی موظف به مشارکت در ارائه نظریات مشورتی در تهیه و تدوین قوانین مرتبط با امور پزشکی، مشارکت در امر آموزش و صدور دستورالعمل و مصوبات لازم با کلیه دوایر، سازمان‌ها و وزارتخانه‌های بخش دولتی می‌باشد و مهم‌تر از همه، رسیدگی به تخلفات انتظامی حرفه‌های پزشکی است. اموری قطعی که کانون وکلای دادگستری در تلاشی سخت، همه‌جانبه و نابرابر، در پی حفظ آن است. قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی ازاین‌رو مترقی است که از وظایف آن مشارکت در تعیین ظرفیت دانشگاه‌های دولتی، غیردولتی و برنامه‌ریزی دانشگاه‌هاست. امری که نقش این سازمان را بسیار متجلی و متعالی می‌کند.این تعالی بدان حد است که نهاد دولتی متولی امر درمان یعنی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی کشور بدون حق رای ولی با حق اظهارنظر می‌تواند در جلسات شورا و هیات‌مدیره سازمان نظام پزشکی شرکت کند. به‌موجب این قانون مترقی، هیات‌مدیره سازمان نظام پزشکی از بین واجدین شرایط گزینش‌شده توسط خود پزشکان، برای مدت چهار سال طی انتخاباتی آزاد بدان راه می‌یابند.حال که انتخابات این سازمان مستقل در پیش است و همبستگی حرفه‌های پزشکی زبانزد سایر صنوف است، بد نیست ما وکلا از این قانون مترقی و همبستگی پزشکان مسئول و توانمند این مرزوبوم که در دنیا دارای شهرت کافی و وافی هستند، الگو گرفته و در امور صنفی خود کوشاتر باشیم.

فرهیختگان

تحقیق و توسعه؛ زیرساخت تولید ثروت در دانشگاه آزاد اسلامی – صالح اسکندری


دانشگاه مانند هر نهاد دیگری برای پیشبرد ماموریت‌های خود به منابع مالی نیاز دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد رتبه جهانی دانشگاه‌ها با دو شاخص سرمایه و بودجه تحقیق و توسعه آنها رابطه مستقیم دارد در حالی که میانگین بودجه تحقیق و توسعه سالانه 10 دانشگاه برتر جهان حدود سه‌میلیارد دلار است، میانگین بودجه دانشگاه‌های صدویکم تا صدودهم حدود 130 میلیون دلار یعنی حدود یک‌بیستم میانگین بودجه تحقیق و توسعه 10 دانشگاه برتر است. بنابراین دانشگاه‌ها در تلاش برای رسیدن به جایگاه بالاتر جهانی، نه‌تنها به بالابردن کارایی آموزشی و پژوهشی توجه می‌کنند، بلکه به اقتصاد دانش‌بنیان و تولید ثروت در مسیرهای متنوع جدید می‌اندیشند. این اقدامات متنوع اقتصادی، ذیل موضوع تحقیق و توسعه فعلیت می‌یابد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اروپا (او.ای.سی.دی)، تحقیق و توسعه را اقدام خلاقانه نظام‌مند به‌منظور افزایش ذخایر دانش فناورانه، فرهنگی و اجتماعی انسان و استفاده از این ذخایر در کاربردهای جدید تعریف کرده است. تحقیق و توسعه بر سه فعالیت اصلی بنا شده است: تحقیقات مبنایی، تحقیقات کاربردی و توسعه. تحقیقات مبنایی، تحقیقاتی هستند که برای حصول دانش جدید و بدون انتظار کاربردی‌بودن، تولید می‌شوند. تحقیقات کاربردی نیز تحقیقاتی هستند که بر موضوع ویژه‌ای متمرکز هستند و بالاخره توسعه، کارکردن بر نتایج تحقیقات موجود و هدایت به‌سوی تولید و گسترش فرآیندها و محصولات جدید است. به‌طور کلی دوسوم فعالیت‌های تحقیق و توسعه به قسمت توسعه اختصاص می‌یابد؛ این در حالی است که تحقیقات مبنایی کمتر از یک‌پنجم از کل فعالیت‌های تحقیق و توسعه را شامل می‌شود.  دانشگاه هاروارد به‌عنوان اولین دانشگاه جهان در سال 2016 حدود 58 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کلی انجام داده است و ظرف یک‌سال گذشته حدود دومیلیارد دلار از سرمایه‌گذاری‌های خود سود برده است. امور سرمایه‌گذاری‌های دانشگاه هاروارد به‌وسیله شرکت مدیریت هاروارد انجام می‌شود. هدف عمده این شرکت این است که قدرت اقتصادی دانشگاه را در حد بالایی حفظ کند. حدود یک‌سوم از سرمایه‌گذاری شرکت فوق در بخش تحقیق و توسعه انجام می‌شود. جامعه تحقیقات هاروارد و اداره توسعه فناوری دو بخشی هستند که در ارتباط با شرکت مدیریت هاروارد، سرمایه‌گذاری بخش تحقیق و توسعه این دانشگاه را مدیریت می‌کنند.  دانشگاه استنفورد هم یکی دیگر از دانشگاه‌های برتر دنیا است که توجه خاصی به تحقیق و توسعه دارد.

در سال 1991 این دانشگاه شرکت مدیریت استنفورد را تاسیس کرد که وظیفه آن مدیریت دارایی‌های دانشگاه است. هیاتی از مدیران برجسته که توسط هیات‌امنای دانشگاه انتخاب می‌شوند، این شرکت را اداره می‌کنند. این مدیران از گروهی از متخصصان سرمایه‌گذاری‌ها، متخصصان تحقیق و توسعه، رئیس دانشگاه، مدیریت مالی دانشگاه، رئیس هیات‌امنا و مدیریت اجرایی شرکت تشکیل شده است.  این هیات وظیفه ارزیابی و تعیین فعالیت‌های درآمدزایی دانشگاه را برعهده دارد. شرکت مدیریت استنفورد پیش‌بینی می‌‌کند در مجموع در یک‌سال 6/21 میلیارد دلار بودجه و اعتبار برای این دانشگاه کسب کند که یک‌چهارم آن در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری خواهد شد.

سرمایه‌گذاری در دانشگاه ام.آی.تی نیز عموما به‌وسیله شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری ام.آی.تی اداره می‌شود.

شهروند

آیا قانون پیشگیری از تقلب در آثار علمی موثر خواهد شد؟


تاکنون در روزنامه شهروند در چندین مورد به مسأله فساد دانشگاهی از طریق فروش مقاله و پایان‌نامه و کتاب اشاره و بر این نکته تأکید شده است که جایگاه آموزش و علم به داشتن یک کاغذ رسمی به نام مدرک تنزل مقام یافته است. البته چنین نیست که همه یا حتی بیشتر مدارک از این طریق به دست آید؛ ولی وجود کم این تخلف نیز زیاد است، چه رسد به این‌که برخی گزارش‌های غیررسمی از وجود ‌درصد قابل توجهی از این تخلف حکایت می‌کند. نکته مهمتر نسبت این تخلف نیست، بلکه آشکار و علنی‌بودن آن است که قبح و زشتی چنین کاری را از میان می‌برد و کم‌کم به دیگران نیز سرایت می‌کند. متاسفانه به‌رغم این‌که همه ما هر روزه جلوی مراکز دانشگاهی و خیابان انقلاب آگهی انجام این تخلف زشت را می‌دیدیم و به قدر کافی داستان‌های تقلب و تخلف علمی را شاهد بودیم، ولی تا هنگامی که بیگانگان این تابلوی زشت را در مطبوعات و رسانه‌های خود منعکس نکردند، چندان دچار حساسیت نشدیم و اتفاقا این بی‌تفاوتی و این تأثیرپذیری از خارج بدتر از اصل وجود آن تقلب‌های زشت است؛ چرا که حداقل می‌توان ادعا کرد که رواج و آشکار‌شدن آن تقلب‌ها ناشی از این بی‌تفاوتی‌هاست و بنابراین ابتدا باید فکری به حال این مسأله کرد. در هر حال پس از مدت‌ها مجلس لایحه‌ای را تحت عنوان «پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی» به تصویب رساند. لایحه‌ای که حدود ۲۰ ماه پیش به مجلس فرستاده شده بود و اکنون تصویب شده است؛ با وجود این به این مصوبه انتقاداتی وارد است و متاسفانه بعید است که کارایی لازم را در جلوگیری از هدف لایحه داشته باشد؛ چرا؟

فرض اولیه این است که علت چنین تقلباتی ناشی از فقدان قانون بوده است. این فرض به کلی نادرست است زیرا در گذشته دور قوانین در این موضوع با حال فرقی نداشت، ولی شاهد این تقلبات نبودیم؛ به عبارت دیگر اگر نبود قانون موجب رواج این‌گونه تقلبات و فساد علمی و یا به تعبیر بهتر، رفتار ضد علمی می‌شود، پس چرا در گذشته که آن زمان هم قانون متمایزی نبود شاهد این وضع نبودیم؟ بنابراین مشکل اصلی نه در فقدان قانون که در تغییر وضع دانشگاه‌هاست.

 

شرق

اپوزیسیون نوازی با صندلی کابینه  – احمد غلامی


در روزگار قدیم که زندگی اجر ‌و قُرب بیشتری داشت و رانندگی در جاده‌ها، خاصه در جاده‌های خاکی روستایی پرخطر بود، مسافرانی که با اتوبوس به شهر سفر می‌کردند، بارها برای به‌سلامت‌رسیدن، صلوات می‌فرستاند. این صلوات‌ها کارساز بود و به مسافران و راننده آرامش‌خیال می‌داد. لحظه پرالتهاب سفرها جایی بود که راننده اتوبوس را در سراشیبی جاده خاکی می‌راند، سکوت داخل اتوبوس را فرا می‌گرفت و معمولا شاگرد‌شوفر برای غلبه بر ترس مسافران بلند فریاد می‌زد «در سراشیبیِ قبر مولا به فریادت برسد، بلند صلوات بفرست!» راننده و مسافران در این لحظه از ته دل صلوات می‌فرستادند. حالا این حکایت، حکایت ماشینِ دولت است. دولت‌های ایران در چهارساله دوره دوم هم برای به‌سلامت‌رسیدن به مقصد نیاز دارند تا پی‌درپی صلوات بفرستند و در جاهایی هم از ته دل. در این میان برخی هم تلاش می‌کنند، مسافران و راننده را وادارند تا برای منافع آنان دست به دعا و ثنا بردارند. اینها همان کسانی هستند که این روزها دم از کابینه فراجناحی می‌زنند. این افرادِ اصلاح‌طلبِ اصولگرایِ پایدارچی که همواره در جمع اصلاح‌طلبان بوده و به‌اصطلاح از سبد رأی آنان به مجلس و شورا راه یافته‌اند، اینک نعل‌ وارونه می‌زنند. گاه از رفع حصر می‌گویند و گاه از کابینه فراجناحی و دفاع از اصولگرایان که مگر چه اشکالی دارد که در کابینه هم اصولگرایان باشند و هم اصلاح‌طلبان! این اصلاح‌طلبان که دم از اصولگرایی می‌زنند نه دل در گروِ جناح خود دارند و نه اصولگرایان. آنان صرفا به منافع درازمدت خود در بدنه قدرت می‌اندیشند که در هر شرایطی از آن حذف نشوند. متأسفانه در چهار دهه بعد از انقلاب این افراد که اصول سیاسی نداشته‌اند در شکاف جناح‌های سیاسی بالیده و بالا رفته‌اند و باید اعتراف کرد که تعداد این‌دست چهره‌ها در میان اصلاح‌طلبان بیشتر از اصولگرایان است. به‌راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه‌ای است که برخی از اصلاح‌طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می‌کنند! مگر مردم خودشان نمی‌توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده‌ای دنبال احقاق حق آنها هستند.

 

جمهوری اسلامی

توصیه‌ای به ترامپ


آمریکای ترامپ، حتی ششماه بعد از به قدرت رسیدن جمهوریخواهان هنوز هم در توهم بسر می‌برد! متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به تروریسم و حمایت از تروریست‌ها، از اتهاماتی است که شنیدن آن حتی زنان تازه فرزند مرده را نیز به خنده وا می‌دارد.

دولت ترامپ می‌گوید ایران به دلیل حمایت از حزب‌الله لبنان و مردم فلسطین و کمک به دولت‌های سوریه و عراق و حمایت از مردم یمن، حامی تروریست هاست. این، تازه‌ترین کشف آمریکای ترامپ است و نشان می‌دهد که ساکنان جدید کاخ سفید چون چیزی در چنته ندارند که علیه جمهوری اسلامی ایران رو کنند به این اتهامات متوسل شده‌اند.

این درست است که جمهوری اسلامی ایران به حزب‌الله لبنان کمک می‌کند، حامی مردم فلسطین در مبارزه علیه رژیم اشغالگر قدس است، به دولت‌های سوریه و عراق برای سرکوب داعش کمک می‌کند و از مردم یمن نیز حمایت می‌نماید ولی این اقدامات نه تنها حمایت از تروریسم نیستند بلکه مبارزه با تروریسم هستند. حزب‌الله لبنان یک نیروی جهادی ضد تروریسم است که با رژیم اشغالگر صهیونیستی مبارزه می‌کند و در جهان عرب بیشترین طرفدار را دارد. کارنامه حزب‌الله لبنان پر است از برگ‌های زرین مبارزه علیه تروریست‌های تکفیری و تروریسم دولتی که خود آمریکا یکی از آنهاست و رژیم صهیونیستی در راس آن قرار دارد. اگر حزب‌الله نبود، امروز کشور لبنان جولانگاه تفنگداران آمریکائی و اشغالگران صهیونیست بود. اینکه مردم لبنان برای حزب‌الله احترام ویژه‌ای قائل هستند برای این است که کشورشان را از اشغال بیگانگان از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی نجات داده است. این کارنامه درخشان نشان می‌دهد که حزب‌الله یک نیروی جهادی است و در مبارزه با تروریسم در منطقه نقش ممتازی داشته و دارد. بنابر این، کمک جمهوری اسلامی ایران به حزب‌الله لبنان کمک به مبارزه با تروریسم است نه کمک به تروریسم.

مردم یمن دو سال و نیم است که زیر بمباران شدید عربستان و همدستان آل سعود قرار دارند و در محاصره شدید غذائی و داروئی با انواع بیماری‌ها از جمله وبا دست و پنجه نرم می‌کنند و در همان حال شاهد کمک‌های تسلیحاتی و تبلیغاتی و حمایت‌های سیاسی آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی به عربستان هستند. دولت عربستان به دلیل جنایاتی که در یمن مرتکب شده توسط بسیاری از مجامع بین‌المللی به عنوان جنایتکار جنگی معرفی شده است. درست در همین شرایط، ترامپ رئیس‌جمهور روان پریش آمریکا به عربستان سفر می‌کند و با انعقاد قرارداد 400 میلیارد دلاری فروش سلاح به دولت عربستان حمایت همه جانبه خود را از این جنایات تشدید می‌کند. حمایت از ملت یمن در برابر این همه جنایت و ظلم، ایستادگی در برابر کثیف‌ترین تروریسم دولتی است و اگر جمهوری اسلامی ایران از مردم یمن حمایت می‌کند به این دلیل است که با این تروریسم دولتی مقابله کند و به یاری یک ملت مظلوم که با دخالت بیگانگان در کشورشان مخالفت می‌کنند بشتابد. بدین ترتیب، به جمهوری اسلامی ایران باید مدال افتخار مبارزه با تروریسم داده شود و اتهام واهی حمایت از تروریسم، نعل وارونه‌ای است که آمریکای ترامپ برای فریب افکار عمومی به آن متوسل شده است.

جوان

خدمت بزرگ روحانی به نظام و انقلاب اسلامی – عبدالله گنجی


سفر ظریف به نیویورک و اعلام اینکه: «امریکا روح و متن برجام را نقض» کرده است چه آورده‌ای باید برای نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی داشته باشد؟

سفر ظریف به نیویورک و اعلام اینکه: «امریکا روح و متن برجام را نقض» کرده است چه آورده‌ای باید برای نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی داشته باشد؟ و اینکه او اعلام می‌کند «خروج از برجام از جمله گزینه‌های روی میز ماست» از چه منظری برای معتقدین واقعی انقلاب اسلامی قابل بهره‌برداری است؟

به نظر می‌رسد نیروهای انقلاب از منظری بی‌فایده به موضوع می‌پردازند و تلاش حداکثری آنان برای اثبات درستی حرف خویش در بدو مذاکرات است. آنان در قبال این جمله ظریف که روح و متن برجام نقض شده است از عبارت «دیدید ما درست می‌گفتیم» استفاده می‌کنند و در قبال عبارت خروج از برجام ظریف، عبارت «ما که همون اول گفتیم خارج شویم» را استفاده می‌کنند که هر دو آن اشتباه است و تنها دستاورد این مواجهه، درونی کردن منازعه و سیاسی شدن صحنه داخلی کشور است. روی دیگر سکه همانی است که امریکایی‌ها می‌خواهند، یعنی علاوه بر دستاورد «تقریباً هیچ»، به تراشیدن همدیگر نیز مشغول می‌شویم. اما نیروهای انقلاب در معرض فرصت ذی‌قیمتی هستند که نباید از آن غفلت کنند یا آن را وارونه درک نمایند. چرا؟ اگرچه از اول مذاکرات هسته‌ای به نتیجه آن بدبین بودیم اما ابتدا به ساکن طرح این بدبینی ادعایی بیش نبود و قدرت اقناع‌گری در آن وجود نداشت. ما واقعاً به این مذاکره نیاز داشتیم و اگر آن مذاکره نبود حجم اتهامات علیه نظام بیشتر می‌شد. اگر در همان ابتدا می‌گفتیم از برجام خارج شویم نیز حرف درستی نبود، چرا که ممکن بود مخالفان مذاکره همان «کاسبان تحریم» معرفی شوند (که بعضاً نیز اینگونه معرفی شدند) اما امروز فضا به گونه دیگری است. امروز دکتر ظریف گزینه خروج از برجام را روی میز می‌گذارد نه کیهان یا وطن امروز یا فلان عضو گروه پایداری و این آورده را نباید دست کم گرفت.

در یک تحلیل منصفانه از برجام، می‌توان امروز دست نیروهای انقلاب را پر و دست روحانی را خالی دید چرا که آورده برجام برای روحانی خوشایند نبود اما برجام برای نیروهای انقلاب سند حقانیت منطق 38 ساله نظام جمهوری اسلامی شد. اگرچه خود روحانی نمی‌پسندد و مایل نیست اینگونه شناخته شود اما او خدمت بزرگی به منطق و حقانیت نظام جمهوری اسلامی کرد.

 

اعتماد

حضور مردم تزیینی نیست – غلامرضا ظریفیان


ظرف تدوین سیاست‌های نظام‌های مردم‌سالار معطوف به خواست اکثریت جامعه است و این امر نه فقط در جوامع توسعه‌یافته بلکه در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز نقش کلیدی دارد. تعیین مناسبات از سوی مردم که در قانون اساسی کشورمان نیز به آن توجه ویژه‌ای شده است، چه از سوی رهبران جمهوری اسلامی از ابتدا تاکنون و چه از طریق متفکران و کسانی که این نظام معرفتی و سیاسی را تاسیس و تثبیت کرده‌اند مورد توجه بوده و آنها همواره بر نقش مردم در تحقق باورها و خواسته‌ها و مشروعیت یافتن حاکمان تاکید داشته‌اند. نظام‌های مردمسالار برای اینکه این نقش فعال خود را ایفا کنند، براساس تجربه بشری مساله انتخابات را به عنوان تعیین‌کننده‌ترین رکن شناخت خواست مردم قلمداد کرده‌اند. در همین راستا در بازه‌های زمانی ٤ ساله، ٥ ساله و در مواردی محدود ٦ ساله، حضور مردم در صحنه انتخابات، کلیدی‌ترین سیاستمداران را در عرصه اجرایی تعیین می‌کند تا مشخص شود که چه کسانی باید مدیریت اجرایی کشور را برعهده بگیرند. طبیعی است که مردم دست به چنین اقدامی زده و از علایق خود استفاده کرده و پای صندوق حضور می‌یابند تا منتخبان‌شان، نمایندگان اجرایی خواسته‌های آنان باشند؛ انتخابی که یقینا در نظام‌های مردم‌سالار بر اصل اندیشیده شده و هوشمندانه‌ای رخ داده است. حسن این نظام‌ها در این است که قدرت در دوره‌های مختلف دچار چرخش شده و مردم با ارزیابی سیاستمداران آنها را انتخاب می‌کنند. این انتخاب تصادفی نیست بلکه متکی بر نظام اندیشه است. در این انتخابات آنچه مهم است نوع کنش و منش مدیران ارشد و به خصوص رییس‌جمهور است که مردم او را در کارزار انتخابات طبق منش و اخلاق او، نگاه میان‌مدت و بلندمدت او و دیدگاه‌های مناسبات داخلی و بین‌المللی او، پذیرفته به پای صندوق‌های رای می‌روند تا عهدی را بسته و میثاقی را تشکیل دهند. تداوم و مشروعیت این عهد، همان پایبندی‌هایی است که بر آن تاکید می‌شود. میثاق ملی مردمی است که دست به انتخاب می‌زنند و نهایتا منش، کنش و روش یک فرد را می‌پذیرند. انتخابات سال ٩٦ هم از این امر مستثنا نیست.

انتهای پیام/

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *